محمد تقوى قزوينى

89

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى )

و اغلب اهالى ، شيعه و مسلمان و از عرب‌اند و شط بغداد هم از كنار اين شهر عبور مىكند ، [ 25 ] ولى اهالى ، فى الجمله بىانصاف و خون‌سردند و اهل بغداد ، خون‌گرم‌ترند . بارى ، بعد از صرف چايى و خواندن نماز ظهرين ، عصر رفتيم به زيارت بقعه متبركه و نماز عشائين را خوانديم و زيارت نموديم ، عود به منزل نموديم ، بعد از صرف غذا خوابيديم . صبح يوم جمعه ، سلخ شعبان ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى رفتيم به حمام جهت غسل جمعه و زيارت ، ولى بسيار حمام‌هاى كثيفى دارد ؛ در واقع جماعت وحشى دارد . در وسط حمام نشسته ، به طور حيوان حركت مىنمايند و بدون تطهير داخل گرمابه شده . غرض ، بيرون آمدم به اتفاق آقاى داداش و آقا سيد محمد خدام كربلايى رفتيم به بازار گردش كرديم . و يك بازار جديدى در سه ناحيه احداث نموده‌اند ؛ خيلى قشنگ و پرعرض است . و رفتيم به مريض‌خانه ، تذكره جنازه را از حكيم گرفتيم ، مراجعت به منزل نموديم . بعد از صرف ناهار و خواب و چايى ، عصر رفتم به صحن مقدس ؛ بعد از زيارت و اداء عشائين ، مراجعت به منزل نموديم . بعد از صرف غذا خوابيديم . [ حركت به سمت كربلا و گزارشى از برخى قرا و ديگر مطالب مربوطه ] صبح يوم شنبه ، غره شهر رمضان ، از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى و زيارت بقعه متبركه ، رفتم به عرابه‌خانه و توسط حمّال ، احمال و اثقال را حمل به عرّابانه نموديم ، ولى اين عرّابانه كه معروف است ، در واقع همان دليجان ايران است . و سوار شديم ، حركت نموديم به سمت كربلا ؛ ولى چون راه شوسه نيست و خراب مىباشد ، فلذا به اين علت ، حركت زيادى دارد كه خيلى ما « 1 » را تكان داد .

--> ( 1 ) . در متن چنين ديده مىشود : خيلى يارا .